تاریخ انتشار  :  16:19 عصر ۱۳۹۸/۶/۱۷
تعداد بازدید  :  227
Print
   
هنرمند و مصاف حقیقت طلبی کربلا

یادداشتی از مسئول روابط عمومی حوزه هنری مازندران درباره تبلور حقیقت در عاشورا و مواجهه هنر با این عرصه

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری مازندران «یاسر یمینی» در آستانه عاشورای حسینی چنین به مقوله هنر و مصاف حقیقت طلبی پرداخت:
نوبت به عاشورا می رسد؛ حادثه ای که در گوش هستی صدایی به رسایی چندین قرن داشته است. این ماندگاری همواره برای همگان سوال برانگیز می باشد، نگاهی دقیق به ریشه ها و سر منشا اصالت و جاودانگی این رویداد ما را متوجه نکته ی جالبی میکند که اتفاقا پیوندی نیز با «هنر و زیبایی» دارد.
در تصمیم گیری امام حسین(ع) جهت حرکت به سمت سرنوشتی به نام کربلا و رقم زدن جریان عاشورا امر «حقیقت» یکی از مهمترین جنبه هایی است که جلوه گر می شود. دفاع تمام و کمال از «حق» آن چیزی بوده که فرزند سربلند امیرالمومنین علیه السلام را در ادامه رویکرد عدالت خواهانه پدر بزرگوارشان به سمت کوفه کوچاند و در برابر شمشیرهای آخته قرار داد.
«می زنم ار ناله هَل من مُغیث
من چو  نی ام  وز لب توست این حدیث»
گر ارنی گوی به طور آمدم
خواستی ام تا به حضور آمدم»

عاشورا، صدای بلند آزادگی و صلای فاتحانه انسانیت است. عاشورا فریاد حقیقت است چیزی که آدمی در تمام تاریخ بدان نیازمند و خواهان آن است. از این رو در طول تاریخ به جا می ماند و فراموش نمیشود، در زمان می پیچد و باور میشود. و امام حسین علیه السلام نیز منادی غیرتمند این آواز است که شور و شراره اشتیاقش به «حق»، همه شیفتگان معرفت را در تمام زمان و جهان مغلوب خود میکند.
وی در این عزیمت خود را به کناری نهاده و یکسره حق میشود،
«عشق تو شد جان و تنم فی هواک‌  
نیست بود در نظرم ماسواک»
از این رو به هم رزمان و اهل بیت خود مژده شهد نوشین بهشت می دهد. چراکه حق( خداوند) را بسیار نزدیک می بیند و آزاده مرد جز استغراق در دریای معرفت و رحمت باریتعالی هیچ نمی خواهد.

«یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی»

و اما «هنر» به عنوان یکی از پدیده های مهم  رایج در میان بشر، بویژه در سرزمین ما همواره روی در «حقیقت» داشته است. به قول بزرگان، هنر برای خلق زیبایی است و زیبایی در هنر ایرانی اسلامی «تجلی حقیقت» است، و از این رو قرابتی نیز با هر حرکت آزادی خواه و حق طلب دارد.از سوی دیگر هنرمند همچون انسان حق طلب خود را در جریان هنرش نادیده می انگارد (چراکه قائل است هرچه زیباییست از اوست و هنرمند یک واسطه است).
«تشنه لبم تشنه دریای تو
لایم و آیینه الای تو»

گویی مقام هنرمند و انسان حق طلب یکی می شود.
 از این رو میتوان گفت: هنر چشم انداز رفیعی است که میتواند به زیباترین شکل به عاشورای حسینی بپردازد و آن را با تمام ابعاد وجودی اش به نمایش بگذارد.
 پرداختن به عاشورا پرداختن به اندیشه امام حسین علیه السلام و به طریقی منعکس ساختن طریقت امامان و بزرگان اهل معرفت است. سالار شهیدان حق را انتخاب میکند، چراکه قائل است به این نکته که در مصاف دنیای دون، گذشتن از  مظاهر باطل و انتخاب حقیقت، شایسته مقام انسان است.
 شاید بتوان گفت «هنر اصیل» ما با «جریان عاشورا» نسبتی از منظر «تجلی حقیقت» دارد که پرداختن به آن کاری است پسندیده. عاشورا با تمام داغ ها و دردها، به زیبایی عرصه آزادگی آدمی را نشان میدهد. گذر انسان از وسوسه شیطانی (برای بهتر زیستن در دنیا) و پشت کردن به آنچه دنائت و نازیبایی است. و هنرمند ایرانی سالها با سرپنجه خلاقیت خود این تابلوی تمام نمای حریت را برای آدمی زادان تقریر و تفسیر میکند تا گویای یک نکته باشد؛ اینکه «حقیقت زیباست» چراکه مظهر باریتعالی است.
پس این هنر را قدر بدانیم و آن را به مثابه فرصتی بنگریم برای درس آموزی از یکسو و تزکیه وجود از سویی دیگر.

«گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی»

اشعار متن:
حافظ شیرازی
آیت الله میرزا مهدی الهی قمشه ای

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال